خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پایان سه ماهگی آرش جان

    به نام خدای انسان ، اشرف مخلوقات


    از کجا بنویسم ؟

    آخه همش صبر کردم تا سه ماهگی آرش تموم شه بعد بیام بنویسم که پسرم چقدر تغییرات قشنگ و هیجان انگیز داشته ..

    اوائل سه ماهگی شروع کرد به صدا در آوردن و تا دو هفته پیش که به راحتی آغون آغون میکرد و من و باباش 

    کلی ذوق میکردیم و مدام باهاش تمرین میکردیم که صداهای بیشتری دربیاره .. تا دو هفته پیش که انگشتای

     دستاشو اینقدر خوشگل میگیره انگار داره فکر میکنه . چند شب پیش موقعی که بهش لباس میپوشوندم دیدم

    اونقدر انگشتاشو بالا آورده و بهشون خیره شده که چشماش چپ شده  !!!

    از هفته قبل هم سرشو میاره بالا و تلاش میکنه تا از جاش بلند شه و بشینه ، گاهی کمکش میکنم اما نه زیاد 

    چون میدونم به کمرش فشار میاد .. دیشب کلی برام با صدای بلند خندید . حدود یه ماهی هم میشه که شب

     ها سنگین میخوابه و وقتی هم دلپیچه میگیره ( نصف شب ) با چشمای بسته شروع به گریه کردن میکنه . 

    داره کم کم تلاش میکنه جغجغه دستش بگیره . یا وقتی برمیگردونمش رو پام تا آروغ بزنه ، به جای آروغ زدن

     متمرکز گلای قالی میشه و سعی میکنه با انگشتای خوشگلش اونارو بگیره اما خب هنوز زوده واسش . این

     روزا اکثر غذاهایی که میخوریم با انگشتم به آرش هم میچشونم البته یه کوچولو که بعداً خوش غذا بشه .یه

     پاپایی میکنه که نگو ! تغییراتش تو این ماه خیلی زیاد بود . برعکس ماه پیش که بیشتر از هرچیز چهرش تغییر 

    کرد این ماه حرکاتش داره تغییر میکنه و تنوع بیستری به خودش گرفته  ...

    برای تمام داده ها و نداده هاش و بخصوص برای سلامتی پسرم خدارو خیلی شکر میکنم .

     ایشالا از چشم بد دور بمونه نازنینم که انهمه وجودش برای من ایمان آورده ...


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : میکنه ,هفته ,تلاش میکنه ,
    پایان سه ماهگی آرش جان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده